برای توصیف عقاید قوی کسی که برای مدت بسیار طولانی چنین فکر می کرده است از صفت ریشه دار استفاده کنید، مانند میهن پرستی ریشه دار یک کهنه سرباز 20 ساله. Ingrained از کلمه grain گرفته شده است که در اواخر انگلیسی میانه به نوع خاصی از رنگ اشاره می کرد.
چه معنایی دارد که چیزی ریشه داشته باشد؟
1: تشکیل بخشی از ذات یا باطن بودن: تعصب ریشهدار عمیق. 2: در دانه یا فیبر کار شده.
ریشه در ذهن من به چه معناست؟
صفت. ترس عمیقا تحت تاثیر قرار گرفته یا القا شده است عمیقا ریشه دوانده است. (مقدار اسمی) کامل یا نامنظم; احمق ریشه دار مطلق (بهغیراز کثیفی) وارد یا از طریق فیبر، دانه، منافذ و غیره کار شده است.
پاسخ عمیقاً ریشه دار به چه معناست؟
1. عميقاً تحت تاثير قرار گرفته يا القا شده: ترسهاي او عميقاً ريشهدار هستند. 2. (مقدم) کامل یا ناپیوسته; بیان: یک احمق ریشه دار.
آیا ریشه دار است یا ریشه دار؟
آیا ریشه دار است یا ریشه دار؟ Ingrainفعل است که به معنای تحت تأثیر قرار دادن چیزی عمیق یا دائمی است. Engrain یک املای جایگزین است، اما آنقدر رایج نیست و به طور گسترده شناخته شده نیست.